نانا وارد ميشود....

خرید بک لینک
دارم به رفتن نزدیک میشم، روزای آخر تو آشیانه فاخته... آدمای توی این خونه قلباشون سنگه، همشون مسخ اون الدنگ هستن، اون کنترل و هدایتشون می کنه، و هیچ آرزویی ندارم بجز اینکه یه روزی دیگه نه اسمی از اینها و نه ازون الدنگ بشنوم، آرزو دارم کوچکترین اثری از نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 137 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

توی تاریکی می رقصیدم که چشمهاش سوسو زد؛ انگار کف دستهاش ستاره داشت، روی سازش که می کوبید، از انگشتهاش نور چکه میکرد و خواب از سر شب می پرید... ؛ نگاهم کرد و شادی توی قلبم جرقه زد؛ بغلم کرد و دستهاش محرم تنم شد؛ حرارت اندامش به اندامم فرو نشست ؛ لذت در جانم شعله کشید و روحم آبستن آتش شد...به سازش سوختم و رقصیدم مثل شراره های توی تنم...گر گرفتم و طربستان در آتش سوخت ؛خاکستر شدم و ققنوس زاییدم...

نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

یه جایی تو خیال من یه اتاقی هست دنج و کوچیک و تاریک؛ در سکوت و آرامش محض ؛وسط اتاق یه تشک پهنه و روش یه زن و یک پسر بچه دراز کشیدن ؛ هر دو لباس مرتب سفید تنشونه انگار که برای یه مهمونی آماده شده باشن ؛ با چشمها و لبهای بسته و کبود؛ با گونه های رنگ نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 206 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

نوازشش می کردم ؛ دستم می سوخت ؛ آتش بود ؛ می خواستم در آغوش بگیرمش گر می گرفت... دور می شدم سردم می شد ... سردم میشد لعنتی! نزدیک میشدم میسوختم....

نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

رقص پروانه هاست تو چشمات خنده هات از دل ترانه میان دلت آشوبه و پریشونی اشکات آروم و بی بهانه میان یه روز از آشیانه رونده شدی؛ مث من خسته بی وطن بی دین به حروف مقدس اسمت مومنم کن پرنده غمگین به فراسوی امن آغوشت نیچه میشم ؛ ولی زنانه میام پیش روباه وحشیه قلبت یه روز آخر با تازیانه میام منو بی رحم و وحشیانه ببوس زخمی کن با نوازشت تنمو بغلم کن نذار یخ بزنم آتیشت می سوزونه پیرهنمو... نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

دلم می خواست فرار کنم ؛تنها؛ مثل همیشه فرار کنم به زیر زمین تاریک ونمور خودم؛ دو زانوبشینم چشماموبگیرم و نبینم ونشنوم؛ دلم میخواست نباشم ؛ بتونم که نباشم ... اما اون همه جا بود.. همه جا بود و هیچ جا نبود؛ اون تویزیر زمین بود؛ نقب زده بود از یه د نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

دلتنگ تر ازونم که بخوام واژه ها رو کنار هم بذارم؛ کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؛ برگرد ؛ بذار نفسم بالا بیاد ... نانا وارد ميشود.......

ما را در سایت نانا وارد ميشود.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 18:31

صفحه بندی